Alireza - علیرضا

Alireza - علیرضا

ISBN: 9780989898164
Publishing House: Red Corn Poppy Books

 بابا، همچون بادی ملایم، در میان ترافیک پراکنده‌ی سَر شب زیگزاگ می‌رفت. با چنان وقاری دوچرخه‌اش را می‌راند، گویی اشراف‌زاده‌ای است نشسته بر تَرک اسب. درحالی‌که روی رکاب پا می‌زد بالاتنه‌اش صاف و بی‌حرکت بود. اگر پاهایش را نمی‌دیدی، مشکل می‌شد بگویی که دوچرخه می‌رانَد. بدنش روی دوچرخه بود ولی روح و فکرش در عالمی دیگر. انگار حتی سوز سرد زمستان، که مثل کمربندی چرمی بر صورت منجمدشده‌ی من شلاق می‌زد، نمی‌توانست ذهن او را به هم بریزد و او را از هرجا که افکارش با خود برده بودند بازگرداند. هرازگاهی سرم را برمی‌گرداندم و به او نگاه می‌کردم، به امید اینکه شاید، یک لحظه هم که شده، نگاهش با نگاه من قاطی شود ولی بی‌فایده بود. مردمک‌های کوچک و قهوه‌ای چشم‌های بابا روح او را به افق‌های دوردست، فراتر از شهر و بناهای روبه‌روی‌مان دوخته بود. آیا داشت به من فکر می‌کرد؟ آیا اگر وضعش خوب بود مرا نگه می‌داشت؟

€16.80
increase decrease

Free delivery over €25

Products specifications
Attribute nameAttribute value
BindingMilled paperback
LanguagePersian
Publication Year2020
ClassificationHIS026020 HISTORY / Middle East / Iran, BIO038000 BIOGRAPHY & AUTOBIOGRAPHY / Survival
Pages334
Write your own review
  • Only registered users can write reviews
*
*
Products specifications
Attribute nameAttribute value
BindingMilled paperback
LanguagePersian
Publication Year2020
ClassificationHIS026020 HISTORY / Middle East / Iran, BIO038000 BIOGRAPHY & AUTOBIOGRAPHY / Survival
Pages334
Product reviews
Only registered users can write reviews